تبليغاتX
همه چي

همه چي

همه چي

ماجرای الاغی که ارتش آمریکا را سر کار گذاشت!

000000000000009587361682861.jpg


یک الاغ عراقی که به پادگان نظامیان آمریکا در غرب بغداد راه یافته و مایه سرگرمی نظامیان آمریکایی شده، به علت خدماتی که به سربازان اشغالگر ارائه کرده، به عضوی از خانواده آنها تبدیل شده و به آمریکا منتقل خواهد شد.
 این الاغ عراقی که "اسموک" نام گرفته است، سال 2008 میلادی در حالی که نزدیک پایگاه نیروهای آمریکایی در استان الانبار سرگردان بود، پیدا شد.
دو سال بعد از ورود اسموک به پایگاه نیروهای آمریکایی در غرب بغداد و تسخیر قلب آمریکایی های حاضر در این پایگاه، اکنون به محل نزاع میان نیروهای آمریکایی و یک خانواده عراقی تبدیل شده؛ خانواده ای که در قبال باز گرداندن این الاغ به آمریکایی ها 30 هزار دلار مطالبه کرده اند.
مشخص نیست این الاغ متعلق به چه کسی است اما برای یگانی که سال 2008 میلادی سرپرستی اسموک را قبول کرد، زخم های پا و صورت آن را باند پیچید و از آن پرستاری کرد تا سلامتی خود را باز یابد، این الاغ به عضوی از خانواده آنها تبدیل شده است.
این موضوع تا جایی پیش رفت که نیروی نظامی آمریکا رسما برای قانون منع نگهداری از حیوانات میان نظامیان، استثنا قائل شد و حضور اسموک را در پایگاه نیروهای نظامی پذیرفت.
جان فولسام، ژنرال بازنشسته که زمان پیدا شدن اسموک فرمانده پایگاه "تقدم" در استان الانبار بود، در این باره گفت: نظامیان افرادی با قلب سخت و سنگی نیستند و دوستدار حیوانات و کودکان هستند. این الاغ به نظر من سمبل صلح و بشردوستی است.
این ژنرال بازنشسته قصد دارد برای سرگرم کردن فرزندان سربازان آمریکایی که در عراق کشته شده یا مجروح شده اند، اسموک را به آمریکا منتقل کند.
وقتی از وی پرسیده شد در صورتی که از شما سؤال شود چرا همچین توجه و عشقی را به جای حیوانات بر مردم عراق روا نمی دانید، چه پاسخی می دهید، گفت: تاکنون که چنین حرفی را نشنیده ام!
اسموک ذهن بسیاری از نظامیان آمریکایی را از غم دوری از خانه و کاشانه منحرف کرده است. زمانی که یگان ژنرال فولسام عراق را به مقصد آمریکا ترک کردند، اسموک میان یگان های مختلف دست به دست گشت و در نهایت به دست یک خانواده عراقی رسید؛ خانواده ای که اکنون برای تحویل آن به نیروهای آمریکایی 30 هزار دلار مطالبه کرده اند.
ژنرال فلوسام قصد دارد با کمک سازمان " منع آزار حیوانات" اسموک را به آمریکا منتقل کند؛ سازمانی که تاکید دارد استرس اسموک برای سفر به آمریکا باید به حداقل برسد.
به گفته فلوسام، کویت اجازه ورود الاغ ها به کشورش را نمی دهد که در صورت قطعی شدن این موضوع، انتقال اسموک از طریق اردن یا ترکیه انجام می گیرد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 21 دی1389ساعت 21:19  توسط haker  | 

چگونه جذاب شویم

جذابیت چیزی سوای زیبای است. شخصی می تواند زیبا باشد ولی هرگز جذاب نباشد و همچنین می تواند جذاب باشد ولی زیبا نباشد طرز سلوک آدمی انتخاب لباسها , حالت های روانی و ….در این امر, مو است.اگر می خواهید فردی موفق و نافذ در قلب ها باشید و از موفقیت لذت ببرید, نخست باید با خودتان ارتباط صحیح برقرار کنید. زیرا معنی و مفهوم رویداد های زندگی را خودتان تایین می کنید. وقتی تمیز و مرتب باشید این هماهنگی شما را جذاب می کند. آن چه مهم است تمیز و مرتب بودن در عین سادگی است. افرادی که به آراستگی خود توجه ندارند از جذابیت و نفوذ خود بر دیگران می کاهند.بیشتر افراد برای آن که جذاب باشند شلوغ می کنند و مدام حرف می زنند و این بزرگترین اشتباه برای جذاب بودن است. دوستی حرف زیبایی می زد و می گفت:نگفتن صلاح است, کم گفتن طلا است , پر گفتن بلا است
سکوت تاثیر روانی فوق العاده ای دارد و شما را با شخصیت تر و عاقل تر و قابل اعتماد تر معرفی می کند که برای ایجاد صمیمیت و تداوم آن زمینه مساعدی است.ولی سکوت نباید ناشی از خجالت و عدم اعتماد به نفس باشد. در این صورت از جذابیت می کاهد. وقتی نرم و با لطافت و متانت صحبت کنید نخستین گام برای جذاب بودن را برداشته اید. داد و فریاد را نیندازید. ادم های عصبی و خشن برای صمیمیت, نا مناسب هستند و هرگز جذاب نخواهد بود.


مودب باشید, افراد بی ادب که ظاهری آراسته دارند هرگز مورد علاقه دیگران نخواهند بود.اگر صبح ناراحت و کسل از خواب بیدار شده اید به جای آرامی بروید و به آهستگی با خود تکرار کنید: من خوشحالم, می می خواهم شاد و جذاب باشم. یا در هنگام برخاستن از خواب به راز و نیاز با پروردگارتان بپردازید و در ادامه بگویید : امروز سلامتی , موفقیت شادی زیبایی جذابیت و صمیمیت به من تعلق دارد و آن گاه در طلب این خواسته ها گام بردارید.همیشه تبسم کنید ولی شوخی زیادی از جذابیت می کاهد. در تبسم , سنگینی و متانت است و جذابیت ولی در خنده و شوخی بی مورد سبکی و کاهش جذابیت.
قاطع باشید و هدفهای تان را مشخص کنید افراد مصمم و پر تلاش, چون همیشه دارای برنامه ریزی منظمی هستند, دارای جذابیت زیادی می باشند.آن ها با اعتماد به نفس به اینجاد روابط صمیمانه خود ادامه می دهند.هدیه دادن فوران و انفجار صمیمیت است. به ویژه اگر طرف مقابل انتظار این هدیه را نداشته باشد و هرگز اهمیتی ندارد که هدیه چه نوع یا جنسی باشد. مهم اهمیت دادن به طرف مقابل است.مواظب صحبت ها و افکارتان باشید زیرا ذهن نیمه هوشیارتان هر اعتقادی را که به زبان بیاورید, در خود حفظ می کند و آن را می پذیرد با صحبت های شیرین و دلچسب روحیه خود را تقویت و شاد کنید و از واژه های نمی توانم و نمی شود و ….. هرگز استفاده نکنید و به این فکر باشید که می خواهید روز خوبی را در کنار خانواده و دوستان با شادی بگذرانید

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 دی1389ساعت 19:34  توسط haker  | 

یكی از روزهای سال اول دبیرستان بود. من از مدرسه به خانه بر می گشتم كه یكی از بچه های كلاس را دیدم. اسمش مارك بود و انگار همه‌ی كتابهایش را با خود به خانه می برد.

با خودم گفتم: 'كی این همه كتاب رو آخر هفته به خانه می بره. حتما ً این پسر خیلی بی حالی است!'

  
 من برای آخر هفته ام برنامه‌ ریزی كرده بودم. (مسابقه‌ی فوتبال با بچه ها، مهمانی خانه‌ی یكی از همكلاسی ها) بنابراین شانه هایم را بالا انداختم و به راهم ادامه دادم.‌
 

همینطور كه می رفتم،‌ تعدادی از بچه ها رو دیدم كه به طرف او دویدند و او را به زمین انداختند. كتابهاش پخش شد و خودش هم روی خاكها افتاد.

عینكش افتاد و من دیدم چند متر اونطرفتر، ‌روی چمنها پرت شد. سرش را كه بالا آورد، در چشماش یه غم خیلی بزرگ دیدم. بی اختیار قلبم به طرفش كشیده شد و بطرفش دویدم. در حالیكه به دنبال عینكش می گشت، ‌یه قطره درشت اشك در چشمهاش دیدم.

 

همینطور كه عینكش را به دستش می‌دادم، گفتم: ' این بچه ها یه مشت آشغالن!'

  او به من نگاهی كرد و گفت: ' هی ، متشكرم!' و لبخند بزرگی صورتش را پوشاند. از آن لبخندهایی كه سرشار از سپاسگزاری قلبی بود.

 

من كمكش كردم كه بلند شود و ازش پرسیدم كجا زندگی می كنه؟ معلوم شد كه او هم نزدیك خانه‌ی ما زندگی می كند. ازش پرسیدم پس چطور من تو را ندیده بودم؟

 

او گفت كه قبلا به یك مدرسه‌ی خصوصی می رفته و این برای من خیلی جالب بود. پیش از این با چنین كسی آشنا نشده بودم... ما تا خانه پیاده قدم زدیم و من بعضی از كتابهایش را برایش آوردم.

 

او واقعا پسر جالبی از آب درآمد. من ازش پرسیدم آیا دوست دارد با من و دوستانم فوتبال بازی كند؟ و او جواب مثبت داد.

ما تمام اخر هفته را با هم گذراندیم و هر چه بیشتر مارك را می شناختم، بیشتر از او خوشم می‌آمد. دوستانم هم چنین احساسی داشتند.

 

صبح دوشنبه رسید و من دوباره مارك را با حجم انبوهی از كتابها دیدم. به او گفتم:' پسر تو واقعا بعد از مدت كوتاهی عضلات قوی پیدا می كنی،‌با این همه كتابی كه با خودت این طرف و آن طرف می بری!' مارك خندید و نصف كتابها را در دستان من گذاشت..

 

در چهار سال بعد، من و مارك بهترین دوستان هم بودیم. وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدیم، هر دو به فكر دانشكده افتادیم. مارك تصمیم داشت به جورج تاون برود و من به دوك.

 

من می دانستم كه همیشه دوستان خوبی باقی خواهیم ماند. مهم نیست كیلومترها فاصله بین ما باشد.

 

او تصمیم داشت دكتر شود و من قصد داشتم به دنبال خرید و فروش لوازم فوتبال بروم.

 

مارك كسی بود كه قرار بود برای جشن فارغ التحصیلی صحبت كند. من خوشحال بودم كه مجبور نیستم در آن روز روبروی همه صحبت كنم.

 

من مارك را دیدم.. او عالی به نظر می رسید و از جمله كسانی به شمار می آمد كه توانسته اند خود را در دوران دبیرستان پیدا كنند.

حتی عینك زدنش هم به او می آمد. همه‌ی دخترها دوستش داشتند. پسر، گاهی من بهش حسودی می كردم!

امروز یكی از اون روزها بود. من میدیم كه برای سخنرانی اش كمی عصبی است.. بنابراین دست محكمی به پشتش زدم و گفتم: ' هی مرد بزرگ! تو عالی خواهی بود!'

او با یكی از اون نگاه هایش به من نگاه كرد( همون نگاه سپاسگزار واقعی) و لبخند زد: ' مرسی'.

 

گلویش را صاف كرد و صحبتش را اینطوری شروع كرد: ' فارغ التحصیلی زمان سپاس از كسانی است كه به شما كمك كرده اند این سالهای سخت را بگذرانید. والدین شما، معلمانتان، خواهر برادرهایتان شاید یك مربی ورزش.... اما مهمتر از همه، دوستانتان....

من اینجا هستم تا به همه ی شما بگویم دوست كسی بودن، بهترین هدیه ای است كه شما می توانید به كسی بدهید. من می خواهم برای شما داستانی را تعریف كنم.'

من به دوستم با ناباوری نگاه می كردم، در حالیكه او داستان اولین روز آشناییمان را تعریف می كرد. به آرامی گفت كه در آن تعطیلات آخر هفته قصد داشته خودش را بكشد. او گفت كه چگونه كمد مدرسه اش را خالی كرده تا مادرش بعدا ً وسایل او را به خانه نیاورد.

مارك نگاه سختی به من كرد و لبخند كوچكی بر لبانش ظاهر شد.

او ادامه داد: 'خوشبختانه، من نجات پیدا كردم. دوستم مرا از انجام این كار غیر قابل بحث، باز داشت.'

من به همهمه‌ ای كه در بین جمعیت پراكنده شد گوش می دادم، در حالیكه این پسر خوش قیافه و مشهور مدرسه به ما درباره‌ی سست ترین لحظه های زندگیش توضیح می داد.

پدر و مادرش را دیدم كه به من نگاه می كردند و لبخند می زدند. همان لبخند پر از سپاس.

من تا آن لحظه عمق این لبخند را درك نكرده بودم.

هرگز تاثیر رفتارهای خود را دست كم نگیرید. با یك رفتار كوچك، شما می توانید زندگی یك نفر را دگرگون نمایید: برای بهتر شدن یا بدتر شدن.

حالا شما دو راه برای انتخاب دارید:

1) این نوشته را به دوستانتان نشان دهید،

2) یا آن را پاك كنید گویی دلتان آن را لمس نكرده است..

همانطور كه می بینید، من راه اول را انتخاب كردم.

' دوستان،‌ فرشته هایی هستند كه شما را بر روی پاهایتان بلند میكنند، زمانی كه بالهای شما به سختی به یاد می‌آورند چگونه پرواز كنند.'

هیچ آغاز و پایانی وجود ندارد....

دیروز،‌ به تاریخ پیوسته،

فردا ، رازی است ناگشوده،اما امروز یك هدیه است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 دی1389ساعت 19:25  توسط haker  | 

خارجی ‌ها چه سوالاتی درباره ایرانیان و زنان در ذهن‌ شان است؟ (+عکس)

چرا دختران ایرانی زیبا هستند؟ چرا ایرانی ها خودشان را فارس می‌نامند؟ چرا …




چرا زنان ایرانی بسیار زیبا هستند؟
چرا دختران ایرانی زیبا هستند؟
چرا ایرانی ها خودشان را فارس می‌نامند؟
چرا ایرانی ها کروات نمی بندند؟
ایرانی ها چرا سفیدند؟
ایرانی ها چرا می‌خواهند انقلاب کنند؟
ایرانی ها چرا عرب نیستند؟


باورتون نمیشه؟

ببینید:

پارسی پاتوق | wWw.ParsiPatogh.com

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:50  توسط haker  | 

دو طوطی



یک خانم برای طرح مشکلش به کلیسا رفت . او با کشیش ملاقات کرد و برایش گفت : من دو طوطی ماده دارم که فوق العاده زیبا هستند .اما متاسفانه فقط یک جمله بلدند که بگویند  ما دو تا فاحشه هستیم . میای با هم خوش بگذرونیم ؟ این موضوع برای من واقعا دردسر شده و آبروی من را به خطرانداخته ازشما کمک میخواهم . من را راهنمایی کنم که چگونه آنها را اصلاح کنم ؟
کشیش که از حرفهای خانم خیلی جا خورده بود گفت : این واقعاً جای تاسف دارد که طوطی های شما چنین عبارتی را بلدند.من یک جفت طوطی نر درکلیسا دارم . آنها خیلی خوب حرف میزنند و اغلب اوقات دعا میخوانند به شما توصیه میکنم طوطیهایتان را مدتی به من بسپارید . شاید درمجاورت طوطیهای من آنها به جای آن عبارت وحشتناک یاد بگیرند کمی دعابخوانند

خانم که از این پیشنهاد خیلی خوشحال شده بود با کمال میل پذیرفت

فردای آن روز خانم با قفس طوطی های خود به کلیسا رفت و به اطاق پشتی نزد کشیش رفت کشیش در قفس طوطی هایش را باز کرد و خانم طوطی های ماده را داخل قفس کشیش انداخت یکی از طوطی های ماده گفت: ما دو تا فاحشه هستیم. میای با هم خوش بگذرونیم ؟
طوطی های نر نگاهی به همدیگر انداختند . سپس یکی به دیگری گفت : اون کتاب دعا رو بذار کنار
!!!! دعاهامون مستجاب شد
+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:46  توسط haker  | 

وقتی یک دختر می خواهد تفریح کند!!!

وقتی یک دختر می خواهد بتفریهد!!!

به هر حال دختر خانم های عزیز هم به عنوان موجود زنده حق دارند تفریح داشته باشند اقایان!

ما نباید مخالفتی با این امر داشته باشیم اقایان!فقط به چند تا از ان ترین های تفریحی خانم ها اشاره میکنیم اقایان!

ارزان ترین تفریح!!!

این مدل تفریح که سالم ترین و انسانی ترین(!)نوع تفریح انان میباشد تا کنون به دو گونه

مختلف دیده شده است:گونه یک و دو!

وسایل مورد نیاز جهت تفریح سالم گونه یک:

  • ده کیلو سبزی ترجیحا ریحان شنبلیله وگشنیز
  • ده عدد خانم که دل پری از سوژه مورد غیبت داشته باشند
  • یک سینی بزرگ مسی یا سه تشت قرمز پلاستیکی
  • وقت ازاد به میزان دلخواه

وسایل مورد نیاز جهت تفریح سالم گونه دو:

  • یک عدد تلفن نسوز!

علمی ترین تفریح!!!

این نوع تفریح بیشتر از جانب قشر جوان خانم ها مورد استقبال قرار میگیرد!هدف از انجام این تفریح علمی

صرفا علم اموزی و دانش جویی نیست بلکه شوهر جویی بزرگترین و برجسته ترین هدف این تفریح میباشد!

البته در خور یاد اوری است که این تفریح با توجه به میزان شهریه دانشگاه و همچنین

قیمت های لوازم التحریر هزینه زیادی در بر دارد!

با کلاس ترین تفریح!!!

معمولا خانم هایی که علاقه شدیدی به ماندن در خانه پدرشان دارند از این تفریح استفاده میکنند!

این تفریح که به تحرک زیادی نیاز دارد یک حرکت فرهنگی ورزشی هنری محسوب شده

وهمراه با موسیقی انجام میگیرد.خانم های محترم برای اینکه بدانید این تفریح چگونه انجام میشود

کافی است سری به باشگاه های ورزش های هوازی.غیر هوازی.یوگا.یوگی ودوستان.حرکات موزون ریتمیک

ورمانتیک بزنند!

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:45  توسط haker  | 

نیمچه سرکی به لوازم شخصی دخترانه

یک زمانی کیف شخصی دختر خانم ها خیلی بزرگ بود درست اندازه کوله پشتی سربازان.اما حالا مد شده که کیفشان کوچک باشه

ولی بتواند در عین کوچکی کلی چیز در خودش جا کند.درست مثل کلاه کوچک شعبده بازان سیرک

و اما ببینید محتویات کیف یک دختر خانم را!!!

1-اسپری خوشبو کننده 2 عدد

2-ایینه کوچک

3-یک بسته دستمال کاغذی 200 برگی

4-مقدار متنابهی لوازم ارایش

5-موبایل(از نوع کشویی یا تاشو)

6-ادامس نعنایی(4بسته)

7-دفتر چه تلفن که شماره همه فک و فامیل در ان نوشته شده باشد

8-عکس یک موجود کوچک و شیر خوار (ترجیحا خواهر زاده یا برادر زاده)و عکس پدر. مادر. نیاکان.

  • از هر وسیله شان مثل موبایل.زیپ کیف.جاکلیدی.مانیتور و ...یک پلنگ صورتی یا خرسی چیزی اویزونه.
  • لوازم شخصی قدیمی شان را دور نمی اندازند .مثل دفتر مشق کلاس اول . اولین جوراب.پای بریده شده عروسک دوران طفولیت.
  • انواع  اقسام خودکار اکلیلی و ماژیک فسفری .کتاب طالع بینی هندی در مورد ازدواج.کارت عروسی فک و فامیل

از 20 سال پیش تا حالا و...را حتما در کشوی میزشان میبینی.

  • برای هر جا یک دمپایی مخصوص دارند.دمپایی توالت.دمپایی روفرشی.دمپایی حمام.دمپایی سرامیک.

دمپایی مجلس.دمپایی فیلم دیدن.دمپایی پفک خوردن...

  • اگر کامپوتر شخصی داشته باشند روی پس زمینه desktop ان یا عکس نوزاد است یا عکس غروب پاییزی.
  • در لوازمشان خیلی چیزها یافت میشه که اصلا بلد نیستند با انها کار کنند و فقط برای کلاسش اون

وسیله رو نگه داشتند مثل:بوم نقاشی . چرخ خیاطی

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:43  توسط haker  | 

وقتی یک مرد فیلم میبیند

لذت بردن از یک شاهکار هنری همراه با خوردن چیپس!!!

وقتی یک مرد فیلم میبیند

وقتی یک مرد فیلم می بیند اولین معنی اش این است که می خواهد توجیهی برای تنبلی.تخمه خوردن و دراز کردن پاهایش روی میز اتاق نشیمن پیدا کند.اگر تصور می کنید که دلیل فرهنگی یا علاقه هنری پشت این فعالیت پنهان شده است. یا معنی دلیل فرهنگی و علاقه هنری را نمی دانید یا مردها را نمیشناسید!!!

برای یک مرد دیدن و لذت بردن از یک شاهکار هنری برابر است با خوردن چیپس.شکستن تخمه و پرت کردن پوست هایش تا انجایی که ممکن است ولم دادن در کاناپه یا ولو شدن وسط هال و اگر بتوانند گاه گاهی بین فواصل بی خود فیلم مثل لحظه های اشکی اش چرتی هم بزنند که در حد بوندس لیگا حالش را می برند.

اگر در این نکته شک دارید کافیست درست در زمانی که حسابی غرق دیدن فیلم هستند وچشم هایشان به صفحه تلویزیون چسبیده از انها  بخواهید پاهای خوش بویشان را از روی میز بردارند یا پوست های تخمه را روی فرش پرت نکنند.ان وقت خواهید دید به نشانه اعتراض به بی ذوقی و بی هنری شما تلویزیون را خاموش کرده و ادامه خوابشان را میروند!!!البته ما نمی خواهیم ادعا کنیم که انگیزه و دلیل خاصی برای توجه به عالم فیلم و سینما ندارند.برعکس همه شما با تصویر یک اقا که مقابل یک صحنه پر از خون و صدای گلوله و خرخره جویده خشکش زده و در پایان پلان دست هایش را به هم کوبیده وگفته ((ایول دیدی چه تفنگایی داشتن))مواجه شدید!!!

نمیتوانید انکار کنید که در یک فیلم هر چه بیشتر مغزها با گلوله بپاشد روی دیوار و چشم ها از حدقه بزنه بیرون و ماشین ها به هم بخورند و مثل یک بمب هسته ای منفجر شوند اونها بیشتر لذت می برند و به فیلم امتیاز بیشتری میدهند!!!

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:42  توسط haker  | 

رابطه دختر خانم ها با مجلات و کتابجات!!!

همه میدانیم که کتاب یار مهربان است و گوید سخن فراوان ولی خانم ها خیلی علاقه ای به ان ندارند چون اولا خیلی اهل معاشرت نیستند و ثانیا دوست ندارند کسی یا چیزی در گفتن سخن فراوان رو دست انها بلند شود.پس عموما اهل مطالعه نیستند.ولی تا دلتان بخواهد کتاب خر هستند برای اینکه کتاب خانه شخصی شان پر و رنگی دیده شود و با کلاس جلوه کنند.حتی دیده شده برای اینکه دوازده رنگ کتابخانه شان کامل شود به فروشنده گفته اند((اقا یک کتاب با جلد صورتی راه راه بدهید))!!!

در ضمن اگر دیده اید که دختر خانمی دارد کتاب میخواند دو حالت دارد:یا کتاب درسی است که غالبا ان را می جوند یا کتاب غیره درسی است(کتاب غیره درسی از نظر دختر خانم ها یعنی رمان)که برای خالی نبودن عریضه شب ها قبل از شب بخیر به مامان جون دو صفحه از رمان((شب خماری))را میخوانند و با چشمانی خیس ناک می خوابند و در خواب می بینند که پری دریایی قصه شده اند به طوری که همه پسرا در خیابان چهار چشمی نگاه می کنند ان هم در حالی که قلبشان افتاده توی جورابشان و عجیب عاشق شده اند!!!معمولا در هنگام خرید کتاب نام نویسنده و محتوا برایشان مهم نیست.ان ها کتاب را یا برای جلدش میخرند یا برای عکس هایش یا برای اسمش.

نظر سنجی ها نشان میدهد که اگر روی یک جلد کتاب عکس یک چشم گنده و قلبی تیر خورده باشد میزان علاقه مندی دختر خانم ها برای خرید ان کتاب تا 53 درصد بالا میرود و تازه اگر عکس پسری هم روی جلد باشد که پشت به تصویر ایستاده و زل زده است به ان چشم 5/ 73 درصد فروش کتاب رو در حد هری پاتر 8 بالا میبرد.

علاقه کتاب های مورد علاقه انها نیز به شرح زیر است:

|علمی|1.چگونه یک مرد را تسخیر کنیم؟!   2. یک رژیم غذایی مناسب برای اینکه صاحب اولاد پسر شویم.

|هنری|1.رقص پروانه با کره الاغ کد خدا  2. شباهت اتوبوس شرکت واحد با کشتی تایتانیک

|ادبی|1.مرد که گریه نمیکنه دختر!   2.هزاران لنگه کفش در پیاده رو خلوت عشق

|تخیلی|1.من خوشگل ترین دختر دنیام  2.وای خدایا چی کار کنم با این همه خواستگار!!!

|جنایی|مرد پلید خون اشام گوسفند صفت مرا بکش ولی نگذار بمیرم!

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 22:41  توسط haker  | 

" عکسهای بی نظیر از زیبایی حیوانات جهان "

+ نوشته شده در  جمعه 10 دی1389ساعت 20:14  توسط haker  |